اوایل قرن بیستم، علم با دو انقلاب بلندمرتبه روبهرو شد: نسبیت و مکانیک کوانتومی. این دو نظریه، بنیاد نگاه ما به واقعیت را دگرگون کردند و دانا را در نوری نو به ما نماد دادند. ولی از آن زمان تاکنون، نوا توسعهها کندتر گردیده است و این پرسش ذهن بخش اعظمی را درگیر کرده: آیا فیزیک به بنبست رسیده می باشد؟ پاسخ سادهای وجود ندارد، زیرا داستان غامضتر از آن چیزی میباشد که به لحاظ معلم خصوصی فیزیک در اصفهان میاید.
مسائل امروز بسیار دشوارترند
نسبیت توانست معمای حرکت سیارهها را توضیح دهد و مکانیک کوانتومی پرده از سر ساختار اتمها برداشت. البته پرسشهای امروز بسیار بنیادیتر و دشوارترند: گرانش کوانتومی، ماهیت ماده و انرژی تاریک، و تکینگیها مانند مرکز سیاهچالهها یا لحظهی بیگبنگ. این پرسشها نهفقط به دانش عمیقتر نیاز دارند، بلکه ابزارهای مایحتاج برای پاسخ به آن ها هنوز ساخته نشده میباشد.
ریاضیات هنوز کفاف نمی دهد
تاریخ نشانه میدهد که ریاضیات و فیزیک همیشه دست در اختیار هم پیش رفتهاند. نیوتن برای توضیح قوانین طبیعت، حساب دیفرانسیل و انتگرال را بنیان گذاشت. اینشتین برای نسبیت عام به هندسهی دیفرانسیل نیاز پیدا کرد. اما امروز، در عوض مسائلی همچون گرانش کوانتومی یا نظریههای چندبعدی، شاید هنوز زبانی ریاضیاتی که بتواند آن ها را تفصیل دهد به وجود نیامده باشد.
محدودیتهای آزمایشگاهی
آزمودن نظریههای اولیهی کوانتوم یا نسبیت با تلسکوپها و طیفسنجیهای ساده قابلیت و امکانپذیر بود. اما استیناف مقیاس پلانک یا کاوش در بعد ها اضافی فقیه، به انرژیهایی نیاز دارااست که بسیار فراتر از قدرت شتابدهندههای کنونی ماست. به همین عامل، بسیاری از نظریههای تازه موقتیً در حد فرضیه باقی می مانند، زیرا راهی برای آزمون مستقیم آنها نداریم.
تعدد نظریههای رقیب
امروز فیزیک نظری لبریز میباشد از سعیهای متعدد: نظریه ریسمان، گرانش کوانتومی حلقهای، ایدهی فضازمان پدیدار شونده یا حتی اصلاحات بر نظریهی گرانش کلاسیک. همه در جستوجوی پاسخ به پرسشهای مشابهاند، البته هیچکدام هنوز تأیید تجربی قاطعی ندارند. نتیجه این میباشد که به جای همگرایی، با صحنهای دور از هم و تکهتکه روبهرو هستیم.
عامل ها اجتماعی و پژوهشی
علم امروز پروژهای جمعی و پرهزینه میباشد. تفحصهای گرانقدر نیازمند دستههای پهناور و داراییهای سنگین اند. همین ساختار باعث میگردد نظام تأمین مالی و داوری علمی، پژوهشهای «ایمن» و تدریجی را ترجیح دهد. از این رو، نظریههای انقلابی و پرخطر که می توانند مسیر علم را تغییر دهند، اغلب با رنج بیشتری طرز خود را باز میکنند.
تاریخ آکنده از بعدازظهرهای سکون هست
اگر به گذشته بنگریم، می بینیم این خاموشها بیسابقه نیستند. در میان تکثیر کارهای نیوتن در ۱۶۸۷ و انقلاب الکترومغناطیس ماکسول در نیمهی قرن نوزدهم، نزدیک به دو قرن گذشت. پس شاید سکون ۵۰ یا ۶۰ سالهی اخیر، تنها فرصتای از انتظار باشد؛ هنگامی برای فراهمسازی جهشی تازه.
آیا فیزیک واقعاً توقیف شدهاست؟
واقعیت این است که فیزیک متوقف نشده، بلکه در مرزهای دانش پیش میرود. همین امروز هم شاهد دستاوردهای شگرفی در کیهانشناسی، فیزیک ذرات بنیادی، کشف امواج گرانشی، و فناوریهای کوانتومی هستیم. اما رسیدن به یک نظریهی نهایی که مکانیک کوانتومی، گرانش و کیهانشناسی را یکپارچه کند، همچنان چشمانتظار یک کشف بنیادین می باشد.
انقلاب بعدی شاید نیازمند ریاضیات نوین باشد، یا آزمایشهایی جدید و ابزارهایی که هنوز ساخته نشدهاند؛ یا شاید می بایست نگاهمان به خود مفاهیم بنیادین گوشه و کنار، مجال و انرژی دگرگون شود. فیزیک بی سروصدا نشده است؛ تنها در آستانهی تحولی دیگر ایستاده است.
اوایل قرن بیستم، علم با دو انقلاب بلندمرتبه روبهرو شد: نسبیت و مکانیک کوانتومی. این دو نظریه، بنیاد نگاه ما به واقعیت را دگرگون کردند و دانا را در نوری نو به ما نماد دادند. ولی از آن زمان تاکنون، نوا توسعهها کندتر گردیده است و این پرسش ذهن بخش اعظمی را درگیر کرده: آیا فیزیک به بنبست رسیده می باشد؟ پاسخ سادهای وجود ندارد، زیرا داستان غامضتر از آن چیزی میباشد که به لحاظ معلم خصوصی فیزیک در اصفهان میاید.
مسائل امروز بسیار دشوارترند
نسبیت توانست معمای حرکت سیارهها را توضیح دهد و مکانیک کوانتومی پرده از سر ساختار اتمها برداشت. البته پرسشهای امروز بسیار بنیادیتر و دشوارترند: گرانش کوانتومی، ماهیت ماده و انرژی تاریک، و تکینگیها مانند مرکز سیاهچالهها یا لحظهی بیگبنگ. این پرسشها نهفقط به دانش عمیقتر نیاز دارند، بلکه ابزارهای مایحتاج برای پاسخ به آن ها هنوز ساخته نشده میباشد.
ریاضیات هنوز کفاف نمی دهد
تاریخ نشانه میدهد که ریاضیات و فیزیک همیشه دست در اختیار هم پیش رفتهاند. نیوتن برای توضیح قوانین طبیعت، حساب دیفرانسیل و انتگرال را بنیان گذاشت. اینشتین برای نسبیت عام به هندسهی دیفرانسیل نیاز پیدا کرد. اما امروز، در عوض مسائلی همچون گرانش کوانتومی یا نظریههای چندبعدی، شاید هنوز زبانی ریاضیاتی که بتواند آن ها را تفصیل دهد به وجود نیامده باشد.
محدودیتهای آزمایشگاهی
آزمودن نظریههای اولیهی کوانتوم یا نسبیت با تلسکوپها و طیفسنجیهای ساده قابلیت و امکانپذیر بود. اما استیناف مقیاس پلانک یا کاوش در بعد ها اضافی فقیه، به انرژیهایی نیاز دارااست که بسیار فراتر از قدرت شتابدهندههای کنونی ماست. به همین عامل، بسیاری از نظریههای تازه موقتیً در حد فرضیه باقی می مانند، زیرا راهی برای آزمون مستقیم آنها نداریم.
تعدد نظریههای رقیب
امروز فیزیک نظری لبریز میباشد از سعیهای متعدد: نظریه ریسمان، گرانش کوانتومی حلقهای، ایدهی فضازمان پدیدار شونده یا حتی اصلاحات بر نظریهی گرانش کلاسیک. همه در جستوجوی پاسخ به پرسشهای مشابهاند، البته هیچکدام هنوز تأیید تجربی قاطعی ندارند. نتیجه این میباشد که به جای همگرایی، با صحنهای دور از هم و تکهتکه روبهرو هستیم.
عامل ها اجتماعی و پژوهشی
علم امروز پروژهای جمعی و پرهزینه میباشد. تفحصهای گرانقدر نیازمند دستههای پهناور و داراییهای سنگین اند. همین ساختار باعث میگردد نظام تأمین مالی و داوری علمی، پژوهشهای «ایمن» و تدریجی را ترجیح دهد. از این رو، نظریههای انقلابی و پرخطر که می توانند مسیر علم را تغییر دهند، اغلب با رنج بیشتری طرز خود را باز میکنند.
تاریخ آکنده از بعدازظهرهای سکون هست
اگر به گذشته بنگریم، می بینیم این خاموشها بیسابقه نیستند. در میان تکثیر کارهای نیوتن در ۱۶۸۷ و انقلاب الکترومغناطیس ماکسول در نیمهی قرن نوزدهم، نزدیک به دو قرن گذشت. پس شاید سکون ۵۰ یا ۶۰ سالهی اخیر، تنها فرصتای از انتظار باشد؛ هنگامی برای فراهمسازی جهشی تازه.
آیا فیزیک واقعاً توقیف شدهاست؟
واقعیت این است که فیزیک متوقف نشده، بلکه در مرزهای دانش پیش میرود. همین امروز هم شاهد دستاوردهای شگرفی در کیهانشناسی، فیزیک ذرات بنیادی، کشف امواج گرانشی، و فناوریهای کوانتومی هستیم. اما رسیدن به یک نظریهی نهایی که مکانیک کوانتومی، گرانش و کیهانشناسی را یکپارچه کند، همچنان چشمانتظار یک کشف بنیادین می باشد.
انقلاب بعدی شاید نیازمند ریاضیات نوین باشد، یا آزمایشهایی جدید و ابزارهایی که هنوز ساخته نشدهاند؛ یا شاید می بایست نگاهمان به خود مفاهیم بنیادین گوشه و کنار، مجال و انرژی دگرگون شود. فیزیک بی سروصدا نشده است؛ تنها در آستانهی تحولی دیگر ایستاده است.

پهپادها و روباتها